رد شدن به محتوای اصلی

Orod the Great - the most influential philosophers the world


پیران خردمند را یافته و از تجربیات آنها درس گیریم. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

جوانی که سخن دلسوزانه پیران دانا را به هیچ می گیرد در افسون نادانی گرفتار شده و رنجها خواهد کشید. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

چه بسیار دیدم کسانی را که به جای گوش کردن به ندای عقل و خرد، دامن فریبکاران و خیالپردازان را گرفته بودند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

خردمندان از تجربه خویش می گویند، نه از رویاها و پندارهای نادرست. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

سخن بزرگان، اندیشه ما را پولادین می سازد. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

سخن خردمند، راه طولانی رسیدن به خوشبختی را کم می کند و سخن نادان، تباهی را نزدیک می سازد. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

سخن و مهر پاک، بر آدمهایی با ذات پلید، کارساز نیست. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

سخنان زیبا و دوست داشتنی بگوییم، چرا که آنها، صورت ما در اندیشه دیگران خواهند شد. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

فراموش نشدنی ترین آموخته ها، آنهایی است، که اندوهی فراوان برای بدست آوردنشان کشیده ایم. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

گاهی تنها با سکوت، می توان سخن گفت. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی
تصاویری از بنیانگذار فلسفه اُرُدیسم  N_25_


گِره هایی که به هزار نامه دادگستری باز نمی شوند، به یک نگاه و ندای ریش سپیدی گشاده می گردند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

سخن بدون پشتوانه، گزاف گویی است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

آن که پند و اندرز نمی پذیرد، خیلی زود گرفتار می شود. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

آموزگاری، دلدادگی است، چنین جایگاهی، هیچگاه به دست بدان مباد. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *رنج وسختی*

بُعد سوم آ رمان نامه فرگرد رنج و سختی در فرگرد عشق گفتیم که زندگی بدون عشق همانند زندگی بدون هواست که انسان دچار خفقان روح ودرون میگردددر فرگرد رنج ومشقت وسختی از *ارد بزرگ* زندگی را از دید گاه رنج واندوه آن به سخن می نشینیم:د رگذرگاه یکباره زندگی که انسان تنها برای یکبار مهلت زیستن را دارد ومسلما این زندگی تنها برای آنکه آفریده شویم , زندگی کنیم واز دنیا رفته وفراموش شویم , نبوده است من معتقدم حضور و وجود انسان, دلیلی از جانب خداوندگار دارد که بر ما واجب است آنرا دریافته وبه آن عمل کنیم. بی شک اینکه در زندگی چگونه آدمی هستیم در راه زندگی پشتوانه ی زندگی ما خواهد بود . اینکه در این گذرکاه کدامین راه را برگزینیم نیزخود بخشی از زندگی ست که پرداختن به آن , خود کتابی قطور خواهد شداما این مسلم است که در این گذرگاه هزاران راه برما گشوده میگرددکه رفتن از هریک از آن در هستی ما نقشی ویژه واساسی داردمثال های بسیاری از نوع انتخابی که ما ,در زندگی خود کرده ایم را میتوان در اکثر کتب مربوط به *راه زندکی *یا *راز موفقیت وامثال آن مشاهده نمودما بسیاری از مردم نیز اعتقادی به اینگونه کتابها نداشته وخودر...

● بعُد سوم آرمان نامه ی اُردبزرگ ● بخش چهارم(4) ●

● بعُد سوم آرمان نامه ی اُردبزرگ ● بخش چهارم(4) ● ____ چرا تکرارم نمیـکنی...؟!____ چرا دیگر تکرارم نمیـکنی...؟! چرا در واپسـین لحظه های عاشــقی در میان یادها وخاطره ها... آندم که بر شانه های پـرواز نشسـته ای تا " دورشدن " را بیآموزی!! در میان خیالت... مرغک دلم را ، هـمراه خـویش نـُبردی؟ نمیدانستی مگر، عاشقانه میخواهمت ؟! ... پس ازاین اما... دیگر،بالهای پروازم ، گشوده نخواهد شد... در آبی ِ بیکرانِ عشق ...اما...آه... چرا دیگر تکرارم نمیکنی؟ مگر نبود آن" لحظـه های قسـم" آن لحظه لحظه ی سرودن ِ ترانه های عاشقی در... بند... بندهای " پیوند" در عاشقانه واژه های " باتو میمـانم" ... "بی تو میمیرم " !!! اما...چرا چرا چهره ام را، که تا همیشه ، آینه ی خویش میخواستی ..حتی...لحظه ای ، درخـاطرت نبود؟!چرا...؟ چگونه توانای رفتنت بود؟! چگونه پرواز را "در فصل کوچ" بی من... به بالهای رفتن سپرده ای؟! چرا امروز تکرارم نمیکنی آری نامم را... عشــقم را...قلبم را چرا تکرارم نمـیکنی ؟.... آخر مگر، چـه شد ؟!!! دوشنبه 23 شهریور 1388 ____ فــرزانه شیـدا...

بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فرگرد *جهان*

بعُدسوم آرمان نامه اُردبزرگ ● ● فرگرد جهان ● دنیای امروزی،درذهن وفکرواندیشه ونگاهِ دل ما,آنچنان شتابان,روبه رشدمیرودکه گوئی هرچه دویده,وتلاش کنیم تاهمپای آن گام برداریم,هرروزبازگامی عقب هستیم,وهنوزبسیار برای برداشتن این«یک قدم باقیمانده» می بایست تلاش کنیم,تازیادهم عقب نمانده باشیم.اما بهرشکل,آدمی ,قادرنیست بدون امیدوتلاش ,خودرادرجهانی که نیازبه صبوری وشکیبائی وپشتکار داردبه,آسانی به مکانی برساند,که,درآن,احساس خرسندی وخوشبختی کند وباطبیعت درونی انسانی که همواره بارسیدن به هرانتهای راهی ,راه,دیگری راجستجو میکندوخواستاربیشتر وبیشتراست وهرگز رضایت درونی او بطور کامل ازدرخواست خواسته ای جدید خاموش نمیشود,خودرابطورکامل در جهان بودن خویش خوشبخت وکامران وکامروا,احساس کندوشایداگرهمین,انگیزه ی بیشترخواستن نبودکمترآدمی به موفقیتهای کنونی امروزمیرسیداما متاسفانه,انسانهای کنونی درجهان درجای اینکه هدف وتلاش خویش رابراین بگذارندکه دنیائی بهترراداشته باشندبیشتر براین تلاش میکنند که دنیای فردی خودرابدون دیگران به بهتر شدن های اقتصادی برسانندودیگرنیازهای جهان به فراموشی رفته وتنهافکراینکه خودرادریابیم ...