رد شدن به محتوای اصلی

استاد فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی: زمین زنده و پویاست، آن را باید پاس داشت.


کوشش برای داشتن هوای پاک، یکی از مهمترین وظایف بشر امروز است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

فرزندان خویش را با طبیعت دوست و همراه کنیم. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

زمین، هر روز هزاران هزار گل زیبا به ما ارزانی می دارد، اما کمتر کسی زمین را می بیند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

اُرُد، دوست هیچ شکارچی نیست. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

شکار جانوران را باید به فراموشی سپرد. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

دستان بزهکاران را، از دامان زیستگاه های جانوری، کوتاه کنیم. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

برای نگهداری و نگهبانی از زیستگاه جانوری، باید نگاهی فراگیر و باز داشت. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

زمین زنده و پویاست، آن را باید پاس داشت. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

آدم ها، بزرگترین دشمنان و آفت زمین هستند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

تنها راه نجات زمین، کاستن از زاد و ولد آدمهاست. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

زمین، تنها هدیه ای برای ما نیست، آن را دوست بداریم و به آیندگان بسپاریم. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

زمین بسیار کوچک است، آن را باید از توفان زباله نجات داد. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

زمین به ما می گوید : گهواره شادیتان خواهم بود، اگر دوستم باشید. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

زمین رویشگاه گل هاست، این ما هستیم که تن پوشی از آلودگی بر تنش می کشیم. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

زمین همچون آینه می تواند، بازخورد رفتارها و کنش های ما باشد. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

کوهستان، نهیب مهر است و دوستی. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

خودخواه ترین آدمیان، در کوهستان، دوستی و مهر را، با جان و دل پذیرا می شوند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

در کوهستان، ارزش دستان مهرآمیز آدمیان را، براستی می توان فهمید. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

نام دیگر آب، زندگی است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

● بعُد سوم آرمان نامه ی اُردبزرگ ● بخش چهارم(4) ●

● بعُد سوم آرمان نامه ی اُردبزرگ ● بخش چهارم(4) ● ____ چرا تکرارم نمیـکنی...؟!____ چرا دیگر تکرارم نمیـکنی...؟! چرا در واپسـین لحظه های عاشــقی در میان یادها وخاطره ها... آندم که بر شانه های پـرواز نشسـته ای تا " دورشدن " را بیآموزی!! در میان خیالت... مرغک دلم را ، هـمراه خـویش نـُبردی؟ نمیدانستی مگر، عاشقانه میخواهمت ؟! ... پس ازاین اما... دیگر،بالهای پروازم ، گشوده نخواهد شد... در آبی ِ بیکرانِ عشق ...اما...آه... چرا دیگر تکرارم نمیکنی؟ مگر نبود آن" لحظـه های قسـم" آن لحظه لحظه ی سرودن ِ ترانه های عاشقی در... بند... بندهای " پیوند" در عاشقانه واژه های " باتو میمـانم" ... "بی تو میمیرم " !!! اما...چرا چرا چهره ام را، که تا همیشه ، آینه ی خویش میخواستی ..حتی...لحظه ای ، درخـاطرت نبود؟!چرا...؟ چگونه توانای رفتنت بود؟! چگونه پرواز را "در فصل کوچ" بی من... به بالهای رفتن سپرده ای؟! چرا امروز تکرارم نمیکنی آری نامم را... عشــقم را...قلبم را چرا تکرارم نمـیکنی ؟.... آخر مگر، چـه شد ؟!!! دوشنبه 23 شهریور 1388 ____ فــرزانه شیـدا...

بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فرگرد *جهان*

بعُدسوم آرمان نامه اُردبزرگ ● ● فرگرد جهان ● دنیای امروزی،درذهن وفکرواندیشه ونگاهِ دل ما,آنچنان شتابان,روبه رشدمیرودکه گوئی هرچه دویده,وتلاش کنیم تاهمپای آن گام برداریم,هرروزبازگامی عقب هستیم,وهنوزبسیار برای برداشتن این«یک قدم باقیمانده» می بایست تلاش کنیم,تازیادهم عقب نمانده باشیم.اما بهرشکل,آدمی ,قادرنیست بدون امیدوتلاش ,خودرادرجهانی که نیازبه صبوری وشکیبائی وپشتکار داردبه,آسانی به مکانی برساند,که,درآن,احساس خرسندی وخوشبختی کند وباطبیعت درونی انسانی که همواره بارسیدن به هرانتهای راهی ,راه,دیگری راجستجو میکندوخواستاربیشتر وبیشتراست وهرگز رضایت درونی او بطور کامل ازدرخواست خواسته ای جدید خاموش نمیشود,خودرابطورکامل در جهان بودن خویش خوشبخت وکامران وکامروا,احساس کندوشایداگرهمین,انگیزه ی بیشترخواستن نبودکمترآدمی به موفقیتهای کنونی امروزمیرسیداما متاسفانه,انسانهای کنونی درجهان درجای اینکه هدف وتلاش خویش رابراین بگذارندکه دنیائی بهترراداشته باشندبیشتر براین تلاش میکنند که دنیای فردی خودرابدون دیگران به بهتر شدن های اقتصادی برسانندودیگرنیازهای جهان به فراموشی رفته وتنهافکراینکه خودرادریابیم ...

بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *فرگرد سرپرست*

¤ بُعد سوم آرمان نامه اُرد بزرگ ¤ ¤ فرگرد سرپرست ¤ این بار نگاهی بر* فرگرد سرپرست *خواهیم انداخت: ریشه کارمند نابکار ، در نهاد سرپرست و مدیر ناتوان است .ارد بزرگ** انسان در زندگی همواره به طریقی نیازمند به دیگران استو بر اساس نیازهای روحی وعاطفی وجسمی خویش درسنین مختلف تکیه گاهی را نیازمندمی باشد و در زمان طفولیت این تکیه گاه در درجه اول مادر وسپس پدر می باشد.درجه ی اولیه را برای مادر درنظر میگیرم زیرا که شیر مادر نیاز اولیه بشری که قوّت وغذاست را مادردر شیر خود ویا شیری که به فرززند خویش میدهد وهمچنین سرپرستی ونگهداری کو دک درساعات متمادی وابسته بوجود وحضور شخصی بطور دائم است که این شخص مادر ، دایه و یا پدردرصورت نبودن این افراد، بعهده ی کسانی ست که سرپرستی طفل را بعهده دارند.درنتیجه آنکه نیازهای اولیه کودک را برطرف مینماید حکم اجرا کننده ،جایگزین ،مدیر و سرپرست بالاتر رابرای کودک داردوبر طبق بررسی های اخیر پژوهش گران اطفال طی مقالاتیکه چاپ ونشر میشودیا در تلوزیون ودرسری برنامه های روانشناسی یا برنامه های پژوهشی مخصوصی بمانند:(تلوزیون یا سایت های:*دیسکاوری * Discovery که بمعنای: پژوه...