رد شدن به محتوای اصلی

24 Meaningful Quotes By The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani


Savior is noble, he has already listened and is ready to help.
-The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani

Going with the flow has not been the belief of any of the worthy.
-The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani

The worthy are fearless, they give their superior temperament to the future people.
-The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani

The mighty man removes his enemy from power but does not hang him.
-The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani

Certainly, power isn't permanent, no one has it forever. We must not forget the condition of politeness and respect for others.
-The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani

What will beautify power is the sacrifice and willingness to help others.
-The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani

How good it is when we support the pure aspirations of others to achieve what they love.
-The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani

What makes a famous person proud is his politeness, humanity and freedom.
-The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani

Incapable people despise fame.
-The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani

Fame without consciousness is troublesome.
-The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani

Parents, whether they like it or not, are the myths and heroes of their children's lives. Let us be worthy guardians of this deep feeling of our children.
-The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani

Poor people who do not have a hero.
-The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani

The heroes of lowly people like them are fleeting.
-The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani

One can become a hero again and again in different ways.
-The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani

Who is the firefighter? He is the refuge of the helpless.
-The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

● بعُد سوم آرمان نامه ی اُردبزرگ ● بخش چهارم(4) ●

● بعُد سوم آرمان نامه ی اُردبزرگ ● بخش چهارم(4) ● ____ چرا تکرارم نمیـکنی...؟!____ چرا دیگر تکرارم نمیـکنی...؟! چرا در واپسـین لحظه های عاشــقی در میان یادها وخاطره ها... آندم که بر شانه های پـرواز نشسـته ای تا " دورشدن " را بیآموزی!! در میان خیالت... مرغک دلم را ، هـمراه خـویش نـُبردی؟ نمیدانستی مگر، عاشقانه میخواهمت ؟! ... پس ازاین اما... دیگر،بالهای پروازم ، گشوده نخواهد شد... در آبی ِ بیکرانِ عشق ...اما...آه... چرا دیگر تکرارم نمیکنی؟ مگر نبود آن" لحظـه های قسـم" آن لحظه لحظه ی سرودن ِ ترانه های عاشقی در... بند... بندهای " پیوند" در عاشقانه واژه های " باتو میمـانم" ... "بی تو میمیرم " !!! اما...چرا چرا چهره ام را، که تا همیشه ، آینه ی خویش میخواستی ..حتی...لحظه ای ، درخـاطرت نبود؟!چرا...؟ چگونه توانای رفتنت بود؟! چگونه پرواز را "در فصل کوچ" بی من... به بالهای رفتن سپرده ای؟! چرا امروز تکرارم نمیکنی آری نامم را... عشــقم را...قلبم را چرا تکرارم نمـیکنی ؟.... آخر مگر، چـه شد ؟!!! دوشنبه 23 شهریور 1388 ____ فــرزانه شیـدا...

بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فرگرد *جهان*

بعُدسوم آرمان نامه اُردبزرگ ● ● فرگرد جهان ● دنیای امروزی،درذهن وفکرواندیشه ونگاهِ دل ما,آنچنان شتابان,روبه رشدمیرودکه گوئی هرچه دویده,وتلاش کنیم تاهمپای آن گام برداریم,هرروزبازگامی عقب هستیم,وهنوزبسیار برای برداشتن این«یک قدم باقیمانده» می بایست تلاش کنیم,تازیادهم عقب نمانده باشیم.اما بهرشکل,آدمی ,قادرنیست بدون امیدوتلاش ,خودرادرجهانی که نیازبه صبوری وشکیبائی وپشتکار داردبه,آسانی به مکانی برساند,که,درآن,احساس خرسندی وخوشبختی کند وباطبیعت درونی انسانی که همواره بارسیدن به هرانتهای راهی ,راه,دیگری راجستجو میکندوخواستاربیشتر وبیشتراست وهرگز رضایت درونی او بطور کامل ازدرخواست خواسته ای جدید خاموش نمیشود,خودرابطورکامل در جهان بودن خویش خوشبخت وکامران وکامروا,احساس کندوشایداگرهمین,انگیزه ی بیشترخواستن نبودکمترآدمی به موفقیتهای کنونی امروزمیرسیداما متاسفانه,انسانهای کنونی درجهان درجای اینکه هدف وتلاش خویش رابراین بگذارندکه دنیائی بهترراداشته باشندبیشتر براین تلاش میکنند که دنیای فردی خودرابدون دیگران به بهتر شدن های اقتصادی برسانندودیگرنیازهای جهان به فراموشی رفته وتنهافکراینکه خودرادریابیم ...

بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *فرگرد سرپرست*

¤ بُعد سوم آرمان نامه اُرد بزرگ ¤ ¤ فرگرد سرپرست ¤ این بار نگاهی بر* فرگرد سرپرست *خواهیم انداخت: ریشه کارمند نابکار ، در نهاد سرپرست و مدیر ناتوان است .ارد بزرگ** انسان در زندگی همواره به طریقی نیازمند به دیگران استو بر اساس نیازهای روحی وعاطفی وجسمی خویش درسنین مختلف تکیه گاهی را نیازمندمی باشد و در زمان طفولیت این تکیه گاه در درجه اول مادر وسپس پدر می باشد.درجه ی اولیه را برای مادر درنظر میگیرم زیرا که شیر مادر نیاز اولیه بشری که قوّت وغذاست را مادردر شیر خود ویا شیری که به فرززند خویش میدهد وهمچنین سرپرستی ونگهداری کو دک درساعات متمادی وابسته بوجود وحضور شخصی بطور دائم است که این شخص مادر ، دایه و یا پدردرصورت نبودن این افراد، بعهده ی کسانی ست که سرپرستی طفل را بعهده دارند.درنتیجه آنکه نیازهای اولیه کودک را برطرف مینماید حکم اجرا کننده ،جایگزین ،مدیر و سرپرست بالاتر رابرای کودک داردوبر طبق بررسی های اخیر پژوهش گران اطفال طی مقالاتیکه چاپ ونشر میشودیا در تلوزیون ودرسری برنامه های روانشناسی یا برنامه های پژوهشی مخصوصی بمانند:(تلوزیون یا سایت های:*دیسکاوری * Discovery که بمعنای: پژوه...