رد شدن به محتوای اصلی

سخنانی از استاد علامه فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی


گیتی به سوی آینده پیش می تازد، از آنانی که مدام در گذشته شنا می کنند، بگریزید. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

اگر آدمیان می دانستند در این آبی بیکران گیتی، چقدر کوچک و تنها و آسیب پذیر هستند یک آن هم، یکدیگر را تنها نمی گذاشتند و یار و غمخوار هم بودند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

آغازها را باید جشن گرفت، چرا که شیره جهان در بالندگی و زایندگیست. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

از پایان ها نهراسید، چرا که هر پایانی را آغازیست. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

زندگی از بودن آغاز و تا شدن، پی گرفته می شود. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

جهان به تندی در حال پیشرفت و رشد است. برای رسیدن به زندگی بهتر، باید به آخرین دانش های روز دنیا دست یافت و از آنها بهره گرفت، برخی پیوسته با یادآوری نام دانشمندان مرده هزار سال پیش، کاستی ها و جاماندگی های سرزمین امروز خویش را پنهان می کنند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی
عکس های پرتره فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی KOZATm

هولناک و نفرت انگیز است در برخی از سرزمین ها، جنگ بر سر نامداران درگذشته، بسیار بیشتر از شناخت و بزرگداشت برجستگان زنده است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

شناخت درست فراخنای بیکران گیتی، آدمهای خشن را هم، آرام و نرم خو خواهد نمود. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

خواست واپسین آدمی، شناور شدن در بسامدها و امواج گیتی است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

مهر به گیتی، را به فرزندان خویش بیاموزیم، مهر به جهانی که قرار است در آن شکوفا شویم. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

شباهنگام به آسمان پر ستاره بنگریم و از خود بپرسیم ما در کجای این چشم انداز بی پایان ایستاده ایم، آیا ما توان این را داریم که از خود نقشی بر این پهنه بی پایان بجای بگذاریم؟. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی


نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *رنج وسختی*

بُعد سوم آ رمان نامه فرگرد رنج و سختی در فرگرد عشق گفتیم که زندگی بدون عشق همانند زندگی بدون هواست که انسان دچار خفقان روح ودرون میگردددر فرگرد رنج ومشقت وسختی از *ارد بزرگ* زندگی را از دید گاه رنج واندوه آن به سخن می نشینیم:د رگذرگاه یکباره زندگی که انسان تنها برای یکبار مهلت زیستن را دارد ومسلما این زندگی تنها برای آنکه آفریده شویم , زندگی کنیم واز دنیا رفته وفراموش شویم , نبوده است من معتقدم حضور و وجود انسان, دلیلی از جانب خداوندگار دارد که بر ما واجب است آنرا دریافته وبه آن عمل کنیم. بی شک اینکه در زندگی چگونه آدمی هستیم در راه زندگی پشتوانه ی زندگی ما خواهد بود . اینکه در این گذرکاه کدامین راه را برگزینیم نیزخود بخشی از زندگی ست که پرداختن به آن , خود کتابی قطور خواهد شداما این مسلم است که در این گذرگاه هزاران راه برما گشوده میگرددکه رفتن از هریک از آن در هستی ما نقشی ویژه واساسی داردمثال های بسیاری از نوع انتخابی که ما ,در زندگی خود کرده ایم را میتوان در اکثر کتب مربوط به *راه زندکی *یا *راز موفقیت وامثال آن مشاهده نمودما بسیاری از مردم نیز اعتقادی به اینگونه کتابها نداشته وخودر...

● بعُد سوم آرمان نامه ی اُردبزرگ ● بخش چهارم(4) ●

● بعُد سوم آرمان نامه ی اُردبزرگ ● بخش چهارم(4) ● ____ چرا تکرارم نمیـکنی...؟!____ چرا دیگر تکرارم نمیـکنی...؟! چرا در واپسـین لحظه های عاشــقی در میان یادها وخاطره ها... آندم که بر شانه های پـرواز نشسـته ای تا " دورشدن " را بیآموزی!! در میان خیالت... مرغک دلم را ، هـمراه خـویش نـُبردی؟ نمیدانستی مگر، عاشقانه میخواهمت ؟! ... پس ازاین اما... دیگر،بالهای پروازم ، گشوده نخواهد شد... در آبی ِ بیکرانِ عشق ...اما...آه... چرا دیگر تکرارم نمیکنی؟ مگر نبود آن" لحظـه های قسـم" آن لحظه لحظه ی سرودن ِ ترانه های عاشقی در... بند... بندهای " پیوند" در عاشقانه واژه های " باتو میمـانم" ... "بی تو میمیرم " !!! اما...چرا چرا چهره ام را، که تا همیشه ، آینه ی خویش میخواستی ..حتی...لحظه ای ، درخـاطرت نبود؟!چرا...؟ چگونه توانای رفتنت بود؟! چگونه پرواز را "در فصل کوچ" بی من... به بالهای رفتن سپرده ای؟! چرا امروز تکرارم نمیکنی آری نامم را... عشــقم را...قلبم را چرا تکرارم نمـیکنی ؟.... آخر مگر، چـه شد ؟!!! دوشنبه 23 شهریور 1388 ____ فــرزانه شیـدا...

بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فرگرد *جهان*

بعُدسوم آرمان نامه اُردبزرگ ● ● فرگرد جهان ● دنیای امروزی،درذهن وفکرواندیشه ونگاهِ دل ما,آنچنان شتابان,روبه رشدمیرودکه گوئی هرچه دویده,وتلاش کنیم تاهمپای آن گام برداریم,هرروزبازگامی عقب هستیم,وهنوزبسیار برای برداشتن این«یک قدم باقیمانده» می بایست تلاش کنیم,تازیادهم عقب نمانده باشیم.اما بهرشکل,آدمی ,قادرنیست بدون امیدوتلاش ,خودرادرجهانی که نیازبه صبوری وشکیبائی وپشتکار داردبه,آسانی به مکانی برساند,که,درآن,احساس خرسندی وخوشبختی کند وباطبیعت درونی انسانی که همواره بارسیدن به هرانتهای راهی ,راه,دیگری راجستجو میکندوخواستاربیشتر وبیشتراست وهرگز رضایت درونی او بطور کامل ازدرخواست خواسته ای جدید خاموش نمیشود,خودرابطورکامل در جهان بودن خویش خوشبخت وکامران وکامروا,احساس کندوشایداگرهمین,انگیزه ی بیشترخواستن نبودکمترآدمی به موفقیتهای کنونی امروزمیرسیداما متاسفانه,انسانهای کنونی درجهان درجای اینکه هدف وتلاش خویش رابراین بگذارندکه دنیائی بهترراداشته باشندبیشتر براین تلاش میکنند که دنیای فردی خودرابدون دیگران به بهتر شدن های اقتصادی برسانندودیگرنیازهای جهان به فراموشی رفته وتنهافکراینکه خودرادریابیم ...