رد شدن به محتوای اصلی

آرامش از دیدگاه بزرگان ، دانشمندان و فلاسفه

قلب شما در سکوت و آرامش ، به اسرار روزها و شبها شناخت می یابد ولی گوشهایتان در حسرت و آرزویند که آوای چنین شناختی را که بر قلبهایتان فرود می آید ، بشنوند . جبران خلیل جبران


بجاست دوستی بخواهی که به روزهایت تلاش و به شبهایت آرامش بخشد. جبران خلیل جبران

ما باید طبیعت را به چشم مادرمان بنگریم و با آرامش خودمان را به او تسلیم کنیم تا بتوانیم خیلی راحت احساس کنیم که به جهان باز می گردیم همانطور که همه موجودات دیگر باز می گردند. همه ما در حقیقت جزء جدایی ناپذیر این کلیم. طغیان عبث است، ما باید خودمان را به این جریان بزرگ واگذاریم . هرمان هسه

از قضاوت کردن دست بکش تا آرامش را تجربه کنی. دیپاک چوپرا

ما در بین کسانی که با ما هم عقیده اند، احساس آرامش داریم، ولی وقتی بزرگ می شویم که بین کسانی باشیم که با ما هم عقیده نباشند. فرانک

تنها آرامش و سكوت سرچشمه‌ی نیروی لایزال است. داستایوفسكی

ما در بین کسانی که با ما هم عقیده اند، احساس آرامش داریم، ولی وقتی بزرگ می شویم که بین کسانی باشیم که با ما هم عقیده نباشند. فرانک

تنها آرامش و سكوت سرچشمه‌ی نیروی لایزال است. داستایوفسكی

اندیشه برتر در روزهای توفانی و آشوب و در همان حال خموشی و آرامش ، توانایی برتر خویش را از دست نمی دهد.  ارد بزرگ

آرامش گهواره ای ست بر دامن خاک و سنگ پله هایی به جانب افلاک . جبران خلیل جبران

به زیبائی بیاندیش ، نه برای انگیزش ، که در جهت تعالی . زیبائی به هر جا آرامش می آورد ، چه دست ساز انسان چه طبیعی. پاول ویلسون

دانش امروز  فر بسیاری در پی داشته ، اما  نیروی جاری سازی آرامش به روان ما را ندارد . امنیت را  بزرگان خردمند به ما می بخشند .  ارد بزرگ

می گویند رسیدن به آرامش هدف است باید گفت آرامش تختگاه نوک کوه است آیا کوهنورد همیشه بر آن خواهد ماند ؟ بیشتر زمان زندگی او در پایه و دامنه کوه می گذرد به امید رسیدن به آرامشی اندک و دوباره نهیب دل و دلدادگی به فرازی دیگر . ارد بزرگ



برگرفته از انجمن علمی نانوتکنولوژی دانشگاه آزاد اسلامی یزد - سعید جعفری

http://nsayu.mihanblog.com/post/566


نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

● بعُد سوم آرمان نامه ی اُردبزرگ ● بخش چهارم(4) ●

● بعُد سوم آرمان نامه ی اُردبزرگ ● بخش چهارم(4) ● ____ چرا تکرارم نمیـکنی...؟!____ چرا دیگر تکرارم نمیـکنی...؟! چرا در واپسـین لحظه های عاشــقی در میان یادها وخاطره ها... آندم که بر شانه های پـرواز نشسـته ای تا " دورشدن " را بیآموزی!! در میان خیالت... مرغک دلم را ، هـمراه خـویش نـُبردی؟ نمیدانستی مگر، عاشقانه میخواهمت ؟! ... پس ازاین اما... دیگر،بالهای پروازم ، گشوده نخواهد شد... در آبی ِ بیکرانِ عشق ...اما...آه... چرا دیگر تکرارم نمیکنی؟ مگر نبود آن" لحظـه های قسـم" آن لحظه لحظه ی سرودن ِ ترانه های عاشقی در... بند... بندهای " پیوند" در عاشقانه واژه های " باتو میمـانم" ... "بی تو میمیرم " !!! اما...چرا چرا چهره ام را، که تا همیشه ، آینه ی خویش میخواستی ..حتی...لحظه ای ، درخـاطرت نبود؟!چرا...؟ چگونه توانای رفتنت بود؟! چگونه پرواز را "در فصل کوچ" بی من... به بالهای رفتن سپرده ای؟! چرا امروز تکرارم نمیکنی آری نامم را... عشــقم را...قلبم را چرا تکرارم نمـیکنی ؟.... آخر مگر، چـه شد ؟!!! دوشنبه 23 شهریور 1388 ____ فــرزانه شیـدا...

بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فرگرد *جهان*

بعُدسوم آرمان نامه اُردبزرگ ● ● فرگرد جهان ● دنیای امروزی،درذهن وفکرواندیشه ونگاهِ دل ما,آنچنان شتابان,روبه رشدمیرودکه گوئی هرچه دویده,وتلاش کنیم تاهمپای آن گام برداریم,هرروزبازگامی عقب هستیم,وهنوزبسیار برای برداشتن این«یک قدم باقیمانده» می بایست تلاش کنیم,تازیادهم عقب نمانده باشیم.اما بهرشکل,آدمی ,قادرنیست بدون امیدوتلاش ,خودرادرجهانی که نیازبه صبوری وشکیبائی وپشتکار داردبه,آسانی به مکانی برساند,که,درآن,احساس خرسندی وخوشبختی کند وباطبیعت درونی انسانی که همواره بارسیدن به هرانتهای راهی ,راه,دیگری راجستجو میکندوخواستاربیشتر وبیشتراست وهرگز رضایت درونی او بطور کامل ازدرخواست خواسته ای جدید خاموش نمیشود,خودرابطورکامل در جهان بودن خویش خوشبخت وکامران وکامروا,احساس کندوشایداگرهمین,انگیزه ی بیشترخواستن نبودکمترآدمی به موفقیتهای کنونی امروزمیرسیداما متاسفانه,انسانهای کنونی درجهان درجای اینکه هدف وتلاش خویش رابراین بگذارندکه دنیائی بهترراداشته باشندبیشتر براین تلاش میکنند که دنیای فردی خودرابدون دیگران به بهتر شدن های اقتصادی برسانندودیگرنیازهای جهان به فراموشی رفته وتنهافکراینکه خودرادریابیم ...

بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *فرگرد سرپرست*

¤ بُعد سوم آرمان نامه اُرد بزرگ ¤ ¤ فرگرد سرپرست ¤ این بار نگاهی بر* فرگرد سرپرست *خواهیم انداخت: ریشه کارمند نابکار ، در نهاد سرپرست و مدیر ناتوان است .ارد بزرگ** انسان در زندگی همواره به طریقی نیازمند به دیگران استو بر اساس نیازهای روحی وعاطفی وجسمی خویش درسنین مختلف تکیه گاهی را نیازمندمی باشد و در زمان طفولیت این تکیه گاه در درجه اول مادر وسپس پدر می باشد.درجه ی اولیه را برای مادر درنظر میگیرم زیرا که شیر مادر نیاز اولیه بشری که قوّت وغذاست را مادردر شیر خود ویا شیری که به فرززند خویش میدهد وهمچنین سرپرستی ونگهداری کو دک درساعات متمادی وابسته بوجود وحضور شخصی بطور دائم است که این شخص مادر ، دایه و یا پدردرصورت نبودن این افراد، بعهده ی کسانی ست که سرپرستی طفل را بعهده دارند.درنتیجه آنکه نیازهای اولیه کودک را برطرف مینماید حکم اجرا کننده ،جایگزین ،مدیر و سرپرست بالاتر رابرای کودک داردوبر طبق بررسی های اخیر پژوهش گران اطفال طی مقالاتیکه چاپ ونشر میشودیا در تلوزیون ودرسری برنامه های روانشناسی یا برنامه های پژوهشی مخصوصی بمانند:(تلوزیون یا سایت های:*دیسکاوری * Discovery که بمعنای: پژوه...